خرید بک لینک
تصور اینکه دیگه دست چروک و نرمشو نمیشه لمس کرد

چشمای آبیشو نمیشه دید

قرصاشو نمیشه با صدای بلند بهش یادآوری کرد

برام سخته..

اینکه دیگه عصاش خاک میخوره

بلوزهای گل گلیش از روی بند جمع میشه

کیف سبزش کنار گذاشته میشه

برام سخته..

اینکه دیگه برای کی چایی کم رنگ، لب پُر، تو استکان کوچیک جا کنم ؟

+ 1395 دوست نداشتنی. :(

برچسب: نویسنده: غزل میرزایی تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 19:18

صفحه بندی