تمام طول روز را مثل یک گربه خزیدم روی تخت. با پاهایم پتو را دو سه دور چرخواندم دور پاهایم طوری که سر و ته اش معلوم نیست. و از تلگرام به بلاگفا، از بلاگفا به اینستا، از ایستا به گالری و از گالری به تمامی گوشه کنار های موبایلم رفتم و یک چیز لعنتی بزررررگ در انتهای گلو داشت خفه ام می کرد.. و هم چنان دارد خفه ام می کند .
+ شد آنچه شد.
برچسب:
نویسنده: غزل میرزایی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 19:18