احمقانه اس ولی ۴ صب نشستم وسط تخت و دارم به این فکر میکنم که آدم ها میون قول های انگشتی شون همون موقع که لبخند به لب نگاه هاشون بهم گره میخوره،جا می مونن.
+ نوشته شده در ساعت توسط رشتآک
برچسب:
نویسنده: غزل میرزایی
تاريخ: دوشنبه
22 خرداد
1396 ساعت: 1:23